زمینه و هدف: قصه از گذشته های کهن مورد توجه شاعران و نویسندگان از یک سو، و
منتقدان و خوانندگان از سویی دیگر بوده است. قصه ها شاخصه های گوناگونی دارند که
داشتن زمان و مکان از جمله آنهاست. تنوع این دو عنصر در قصه ها بسیار است. هر قصه ای
با توجه به بافت زمینه ای، تاریخی و فرهنگی از زمان و مکان مشخص یا نامشخص بهره
برده است. خواننده با مطالعه هر قصه ای به یک موقعیت تاریخی و جغرافیایی شناخته شده
یا ناشناخته ارجاع داده میشود.
روشها: از این منظر بررسی و تحلیل این آثار مهم به نظر میرسد. این پژوهش
مطالعه ای نظری است که به روش کتابخانه ای انجام گرفته است. محدوده و جامعه آماری
آن چهار اثر داستانی کهن یعنی طوطی نامه، داراب نامه، سمک عیار و امیر ارسلان بوده
است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است.
یافته ها: هر چند در نظر برخی از منتقدان، این آثار از منظر زمانی و مکانی،
مبهم و کلی هستند. اما وجود عناصر و موقعیتهای متعدد زمانی و مکانی این قصه ها را
نمیتوان منکر شد. بهره گیری از زمانهای گوناگون تقویمی و اساطیری از ویژگیهای
مشترک این آثار است. از منظر مکانی هم اگرچه با نمایی کلی و مبهم مواجه می شویم.
اما گستره جغرافیایی این قصه ها بسیار متنوع و شامل بسیاری از مناطق در جهان کهن
است.
نتیجه گیری: برآیند پژوهش نشان میدهد هیچ کدام از قصه ها فاقد زمان و مکان
نیستند. اما بیشتر فاقد هویت تاریخی و جغرافیایی هستند. در اغلب اوقات این دو عنصر
در موقعیتهای خاص هم کلی و مبهم اند. نقش آشکاری در پیشبرد داستان ندارند. از منظر
زمان این آثار معطوف به گذشته و خطی است. تنوع موقعیتهای مکانی در این آثار بسیار
است. مثل کشورها و شهرها و محیطهای طبیعی که حوادث داستانی در آنها به وقوع پیوسته
است.